مقدمه
هر زمان که واکنش احساسی داشته باشیم، چه به دلیل پاداش باشد، چه به دلیل خطر یا درد، کمی بیشتر عرق خواهیم کرد. این امر بهویژه در کف دستها و همچنین حفرههای بازو و کف پاها مشخص است. بنابراین، یافتن راهی برای اندازهگیری این اثر میتواند معیار قدرتمندی برای برانگیختگی فراهم کند. یکی از این ابزار ها دستگاه سنجش گالوانیک پوست است .
سنجش گالوانیک پوست (GSR) روشی است که برای اندازهگیری تغییرات الکتریکی در پوست استفاده میشود و به عنوان نشانگری برای فعالیتهای عاطفی و فیزیولوژیکی فرد به کار میرود.

سیستم عصبی
سیستم عصبی خودمختار عملکردغدد و ماهیچه های صاف بدن، مانند اندام های تناسلی و سیستم گردش خون، تنفس و گوارش را تنظیم می کند. این سیستم شامل سیستم عصبی پاراسمپاتیک و سمپاتیک است.سیستم عصبی پاراسمپاتیک عملکردهایی مانند خواب، رابطه جنسی، لذت و غذا خوردن را کنترل می کند. در عین حال، سیستم عصبی سمپاتیک – که پاسخ پوست گالوانیکی را تولید می کند – به کنترل پاسخ جنگ یا گریز کمک می کند.
احساسات باعث فعالیت این سیستم می شود و در نتیجه تعریق را در بدن ایجاد می کند یعنی هر زمان که واکنش عاطفی داشته باشید، چه به دلیل پاداش باشد، چه به دلیل خطر یا درد، کمی بیشتر عرق خواهید کرد. این امر بهویژه در کف دستها و همچنین حفرههای بازو و کف پاها مشخص است.

طرز کار
این سنجش معمولاً بر اساس تغییرات در مقاومت الکتریکی پوست انجام میشود که تحت تأثیر تعریق و فعالیتهای عصبی قرار دارد.
آب رسانای برق است. بنابراین، اندازهگیری رسانایی الکتریکی بین دو ناحیه که در سطح تعریق متناوب هستند، مدتهاست که معیار معتبری برای برانگیختگی ارائه میدهد.

تجزیه و تحلیل
تجزیه و تحلیل پاسخ های تعریق شامل اندازه گیری تغییر نسبی در هدایت الکتریکی بین دو الکترود – معمولاً روی دو انگشت در یک دست قرار می گیرد – که در آن افزایش رسانایی پس از شروع یک محرک نشان دهنده افزایش پاسخ برانگیختگی است.
کاربرد ها
این سنجش معمولاً بر اساس تغییرات در مقاومت الکتریکی پوست انجام میشود که تحت تأثیر تعریق و فعالیتهای عصبی قرار دارد. از این روش در روانشناسی، پزشکی و تحقیق در رفتار انسانی مخصوصا در نورومارتینگ یا بازاریابی عصبی برای ارزیابی استرس، هیجان و سایر حالتهای عاطفی استفاده میشود.
امروزه، رسانایی پوست یا پاسخ پوستی گالوانیک (GSR) در بسیاری از موقعیتهایی که میخواهیم واکنشهای احساسی افراد را درک کنیم، بیشتر مورد استفاده قرار میگیرد. به این ترتیب، این یک رویکرد نسبتاً مناسب و غیر مداخلهای برای ارزیابی واکنشهای احساسی افراد است.
